امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

خاطرات کرونایی

به نام خدا سلام خیلی وقته نیومدم الان امیر مهدی من 5 سال 8 ماه داره از آخرین باری که اومدم 4 سالی میگذره به سرم زد یک دفعه بیام البته خیلی وقتها میخواستم بیام ولی مشغله کاری اجازه نمیداد و البته بیشترین دلیل فکر کنم اومدن اینستاگرام و تلگرام باشه چون بیشتر اونجاها هستم تا اینکه بیام اینجا عکسهای پسرمو و بزرگ شدنشو رو بیشتر در اینیستاگرام میزارم ولی چون دلم هوای نوشتن میکرد اومدم اینجا میخوام از خاطرات کرونا بگم  درست دو روز قبل از انتخابات بود که خبر مبتلا شدن 2 نفر به کرونا در قم منتشر شد همون موقع جک هم براش ساختن (اگه رفتی انتخابات و صف شلوغ بود یه سرفه بزن و بگو از قماومدم خواهی دید درهای انتخابات که هیچ درهای بهشت هم بروت...
10 فروردين 1399

این چند ماه

سلام به پسر گلم و به همه دوستای خوب وبلاگیم پسرم منو ببخش که خیلی وقته به وبلاگت سر نمیزنم راستش دلیل اصلیش اینه که دیگه عکسی با گوشی خودم ازت نمیگیرم و بیشتر عکسها و فیلمات رو گوشی بابایی چون کیفیتش خیلی بهتره و بابایی هم وقت نمیکنه که عکسا رو به من بده و البته یه دلیل دیگه هم این که راستش خیلی وقت ندارم از این چند ماه خلاصه میگم تو ماه اسفند و فروردین کلی سرما خوردی پشت سر هم تقریبا 5 بار خیلی دلم برات میسوخت که اینجوری مرتب سرما میخوردی  شاید فکر کنی من مقصر بودم ولی اصلا اینطور نیست چون همین که خوب میشدی یکی از بچه های فامیل سرما میگرفت و به تو و من و بابایی منتقل می شد خلاصه اسفند و عید من و تو و بابایی هر سه تامون حال و ر...
20 ارديبهشت 1395

دوم اسفند پسرم 19 هه شد

سلام گل پسرم و سلام به دوستای خوب وبلاگی چقدر دلم براتون تنگیه بود ولی خوب وقت نداشتم بیام بنویسم ایام انتخابات بود و پسر دایی بابای من که قبلا هم نماینده مجلس بود دوباره امسال شرکت میکرد و ما هم کلی درگیر بودیم  بگذریم چی شد  چه اتفاقای افتاد پسرم این ماه 19 ماه شدی چقدر این روزا بزرگت تر شدنتو حس میکنم عاشق بازی  کردن با بچه هایی هستی که از خودت بزرگترن و ازشون دل نمیکنی و براشون ذوق میکنی اینقدری که یه روز که بابایی منو رسوند خونه چند تا از بچه ها داشتن تو محوطه بازی میکردن و تو لج کردی خونه نیومدی و دلت میخواست باهاشون بازی کنی  ولی چون هم سن و سالت نبودن و بازیشون محکم بود من نمیتونستم تو رو پیششون بزارم واس...
10 اسفند 1394

17 ماهگی و 18 ماهگی

سلام به دوستای گلم  و سلام به امیر مهدی پسر ماه خودم ببخشید که اینقدر دیر اومدم راستش دل و دماغ نوشتن نداشتم حالا اومدم از دو ماه بگم ولی خلاصه میگم اوایل دی ماه عموی بابایی که روستا هستن ما رو دعوت کردن و برامون گوسفند سر بریدن امیر مهدی کلی از محیط روستا خوشت اومد و کلی بازی کردی و خیلی هم زمین خوردی دم در خونشون پله داشت همش از پله ها بالا پایین میرفتی مرغ و خروسا رو دنیال میکردی و همش میخواستی بگیریشون اصلا هم نمیترسیدی پشت خونه خیلی با صفا بود کلی ازت عکس گرفتم کلی هم خاک بازی کردی عصر ذرت و سیب زمینی و شلغم کباب کردیم اون روز خیلی خوش گذشت ...
18 بهمن 1394

پسرم 17 ماهه شد

پسرم امروز 17 و ماه و 3 روز شدی ببخشید با تاخیر اومدم اتفاقایی که تو 16 ماهگی افتاد و کارایی که انجام دادی  رو به ترتیب میگم برات این ماه کلی شیطون شدی راه خونه رو که خودت بلد بودی از خیلی وقت پیش و هر بار میومدیم خونه خودت بدو بدو میومدی جلو آسانسور از آسانسور هم پیاده میشدیم راست میومدی در خونه منتظر میشدی در رو باز کنیم ولی یه بار نشستی جلو در خونه همسایه و لج کردی و نمیومدی تو یه چند وقتی هم کارت شده بود اینکه بری لبه مبل و از پنجره بیرون رو نگاه کنی تا اینکه یه بار خدا بهمون رحم کرد که من پیش مبل وایساده بودم و تو از اونجا پرت شدی بغل من و از بس ترسیدی دیگه این کار رو تکرار نمیکنی گاهی وقتا با...
5 دی 1394

دندونای پیش جانبی پسرم دراومدن

فرشته مهربونی دو تا دندون پیش جانبی برای پسرم آورده حالا دیگه پسرم 7 تا دندون داره مروراید ششم و هفتم مبارک عزیزم دیروز موهای پسری رو خامه ای کوتاه کردیم . این ماه کلی ماجرا داشتیم میام در پست بعدی با عکس و مفصل ...
23 آذر 1394

زیارت قبول

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید                             گوییا زینب محزون ز سفر می آید باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست                    کز اسیران ره شام خبر می آید صامت بروجردی سلام اول یه سلام بگم به همه زائرای حسینی  که دارن از شهرمون میگذرن و دل ما رو بیشتر میسوزونن باز جای شکر داره لا اقل میتونیم در خدمت زوار باشیم و دلمون خوش باشه  زواری که ما رو میبینن به ما میگن  خوشبحا...
10 آذر 1394

دندون چهارم از لثه بالایی

دندون چهارم  گل پسری  از لثه بالایی روز پنج شنبه  28  آبان 94 جوونه زد و روز جمعه 29 آبان 94 کامل از لثه بیرون اومد  و دندون پنجم از لثه بالایی هم روز جمعه جوونه زده و احتمالا امروز کامل از لثه بیاد بیرون فرشته مهربون برای پسرم یه دندون دیگه داره در مورد سرما خوردیگت هم گل پسرم پریروز دوباره بردیمت آمپولت زدیم تازه دیروز یکمی بهتر شده بودی و خدا رو شکر امروز صبح صدای خز خز سینت نیومد امیدوارم کامل خوب بشی صبح تو خواب ناز بودی که بغلت کردم که ببرمت پیش مامان بزرگت و باعث شدم از خواب ناز بیدار بشی منو ببخش پسرم که هر روز صبح بخاطر من باید از خواب بیدار شی (مامان کارمند داشتن اینا رو هم داره ) بز...
30 آبان 1394